وصیت نامه سردار شهید مهدی خوش سیرت


وصیت نامه شهید مهدی خوش سیرت

ساعت حدود بامداد شب جمعه 2/1/64 پاسگاه شهید اسودی(ترابهمی باشد که این مطالب را بر روی کاغذ می آورم .آری ،ای برادران و خواهران و ای عزیزان که دوست دارید جبهه ومظلومیت فرزندان جبهه را بشناسیدپس دقت در مطالب زیر نمائید وخودتان قضاوت کنید ،من این جملات را موقعی می نویسم که گلوله های آتشین دشمن تمام نقاط پاسگاه ترابه را سوراخ می کند و عزیزان شما در اتاقهای پاسگاه چاره ای جز انتظار ندارند .آری انتظار اینکه گلوله در کجافرود می آید و چه کسی از این جمع به پرواز درمی آید.عجب صحنه هایی است که قلم از نگارش وترسیم آن عاجز است.به هر گوشه ای که نگاه می کنی ،بچه ها زانو بغل کردند و به همدیگر نگاه می کنند در یک اتاق دیگر مجروحین برروی تخت افتاده اند و منتظر سرنوشت هستند و درد و جراحت ناشی از مجروحیت به خود می پیچند و ناله می زنند و دشمن نیز ازیک لحظه گلوله باران دست بردار نیست و الان حدود دو ساعت پی درپی پاسگاه را زیر ضربات سنگین گلوله های توپ خود گرفته است در یک سنگری گلوله فرودآمد ودو نفررا به هوا پرتاب کرد.ای برادران و خواهران و دوستان عزیز اگردر صحرای کربلا یاران امام حسین (عیکی یکی به خون خود غلتان شدند ،اینجا نیز در این ساعت از روز جلِوه ای از کربلابوجود آمده است که برادران در انتظار شهادت خود هستند و چه مظلومیتی بالاتر از این که در عمق خاک دشمن در میان امواج انفجارهای گلوله ها در یک محیط خونین و مقدس انسان فقط و فقط منتظر مرگ باشد ،اما یک چیز است که در تاریکی شب همه را امید و قوت می داد و تنها صدایی که از حلقوم این برادران مظلوم در میان غرش صدای انفجارها به گوش انسان می رسد

نام یا زهرا(سو یا حسین و یا مهدی بود که آرامش وجود انسان را فرامی گرفت .نمی دانم با این اوضاع آیا عمر اجازه می دهد که جملاتم رابه آخر برسانم،خدا می داند به هر حال تاریکی شب کم کم قصد دارد سیاهی شب خود را به سپیده بسپارد و سپیده روشنایی روزش را به عالمیان بنمایاندگلوله باران که آخر ساعت 3بامداد شروع شد و با همهی غمی که برپاسگاه حکم فرما بود ،ولی عید زیبایی برایمان بود ،چرا که

 

انسان را متوجه خدا میگرداند .خدایا خودت می دانی که ما به جز تو یار و یاوری نداریم و اگر می بینی که همه با ما دشمنند ،به خاطر این است که تکیه بر تو کردیم و نبردمان بخاطر اجرای حدود توست پس ای خدای قادر تو ما رایار و یاور باش و یک لحظه ما را به خود وامگذارکه با نصرت تو صددرصد پیروزیم بارها گفتیم و اینک نیز می گوییم ،اگر تمام دشمنان اسلام در این لحظه جمع گردند و همه گلوله های آتشین خود را بر سر ما درپاسگاه ترابه فرو یزند ما باز فریاد می زنیم که ما پیروزیم چون بر حق هستیم و حق شکست ناپذیر است و همه می دانیم نصرت و پیروزی از آن بندگان خداست وبا چنین عقیده و ایمان رزمندگان مستقر در پاسگاه ترابه ،شب را در دومین روز بهار1364 به صبح رسانیده اند و خدایا از تو عاجزانه می خواهیم ترا به مظلومیت امام حسین (عبه قلبهای ما اطمینان و آرامش عطا بفرما تا بتوانیم در این جهاد مقدس ثابت قدم و استوار و صابر باشیم و ما را بر دشمنان اسلام خصوصاً دشمنان درونی پیروز بگردانبارالها در این لحظاتی که مرگ را جلوی چشمم می بینم در این پاسگاه ترابه تو را به حق مظلومیت علی (عقسمت می دهم که تمامی گناهان مرابیامرز خانواده ام و دوستان مرا هر کجا هستند از همه بلیات و لغزشها حفظ بگردان و امام امت انقلاب اسلامی را به حق پهلوی شکسته زهرا(سطول عمر عطا فرموده و او را پیش امام زمان روسفید بگردان خدایا ، شهدای انقلاب وشهدای جنگ تحمیلی به ویژه شهدای مظلوم عملیات بدر وشهدای که امشب در این پاسگاه ترابه به خون خود غلتیدند با شهدای کربلا محشور گردان آمین یا رب العالمین .